فیلم سینمایی مایکل که به لایههای گوناگون زندگی پادشاه پاپ میپردازد با عبور از مرز فروش یک میلیارد دلار در گیشه جهانی توجه فراوانی را به خود جلب کرده است. این اثر با نقشآفرینی جعفر جکسون در قالب عموی سرشناسش به یکی از جنجالیترین پروژههای سال تبدیل شد.
چرا میان نظر منتقدان و استقبال مخاطبان چنین فاصله عمیقی ایجاد شد؟
فیلم مایکل از مدتها پیش یکی از موردانتظارترین آثار سینمایی سال محسوب میشد. پرداختن به زندگی یکی از افسانههای بزرگ موسیقی پاپ به خودی خود جذابیت فراوانی داشت و علاقمندان را نسبت به نتیجه کار کنجکاو میکرد. با این حال انتشار نمرات منتقدان پیش از اکران عمومی موجی از شگفتی به راه انداخت. ثبت امتیازهای پایین در رسانههای معتبری نظیر متاکریتیک و راتن تومیتوز نشان داد که کارشناسان سینما این اثر را ضعیف و ناامیدکننده ارزیابی کردهاند.
با وجود این بازخوردهای منفی فیلم مایکل جکسون در گیشه به یک موفقیت خیرهکننده دست یافت و لقب پرفروشترین بیوگرافی تاریخ سینما را به دست آورد. این تناقض نشان میدهد که مخاطبان عام سینما لزوما برای تحلیلهای ساختاری به سالنها نمیروند بلکه هدف اصلی آنها کسب لذت و خاطرهبازی با ترانههای ماندگار است. سازندگان اثر با درک درست از دلایل محبوبیت این چهره برجسته تمام تمرکز خود را روی بازسازی لحظات نمادین و ایجاد حس نوستالژی گذاشتهاند.
غیبت امضای کارگردانی آنتوان فوکوآ در ساختار اثر
آنتوان فوکوآ بهعنوان یکی از فیلمسازان برجسته سینمای مدرن آثاری ماندگار همچون روز تمرین و سهگانه اکولایزر را در کارنامه دارد. او همواره توانسته سبک بصری و امضای شخصی خود را حتی در تجاریترین پروژهها حفظ کند. با این حال در نقد فیلم مایکل باید اذعان کرد که نشان چندانی از ظرافتهای کارگردانی فوکوآ به چشم نمیخورد و ساختار اثر شبیه به کارهای فیلمسازان تازهکار به نظر میرسد.
از افتتاحیهای پرشور تا روایتی شبیه به گزارش کاری
آغاز فیلم هوشمندانه و پرانرژی طراحی شده است. صدای تشویق هواداران در کنار طنین ترانه معروف Wanna Be Startin’ Somethin’ نوید یک اثر باشکوه را میدهد. دوربین با تعقیب کاراکتر اصلی از پشت سر مخاطب را در اشتیاق دیدار چهره پادشاه پاپ نگه میدارد و سپس داستان را به سالهای کودکی او در ایالت ایندیانا میبرد.
در ادامه روند صعودی گروه جکسون ۵ و ورود مایکل به عرصه خوانندگی مستقل به تصویر کشیده میشود. فیلم به ترتیب انتشار آلبومهای موفق و تورهای کنسرت بزرگ را مرور میکند تا در نهایت به اجرای عظیم سال ۱۹۸۸ در لندن برسد. مشکل اصلی این روایت پردازش سطحی خلوت کاراکتر است. مخاطب پس از دو ساعت تماشا احساس میکند صرفا مجموعهای از گزارشهای رسمی و بازسازی کنسرتها را دیده و به شناخت عمیقتری از ابعاد روحی این خواننده نرسیده است.
چالشهای درام و تصویر ارائه شده از جوزف جکسون
چالش اصلی فیلمنامه در بخشهای غیرموسیقایی به رابطه مایکل و پدرش جوزف جکسون مربوط میشود. با وجود بازی خوب کولمن دومینگو در نقش پدر مستبد خط داستانی نتوانسته دلایل رفتارها و انگیزههای او را به درستی تبیین کند. این مسئله باعث شده تا تقابلهای خانوادگی در حد رفتارهای تکراری باقی بمانند و به یک درام جاندار تبدیل نشوند. همچنین فیلمساز برای حفظ امنیت پروژه از ورود به حواشی جنجالی زندگی این ستاره خودداری کرده که حاصل آن روایتی یکنواخت است.
جادوی کنسرتها و بازسازی دقیق اجراهای باشکوه
بزرگترین نقطه قوت اثر که نقش پررنگی در فروش بالا داشته بازسازی خیرهکننده صحنههای اجرا است. طراحی لباس با دقت بالایی انجام شده و جزئیات صحنهپردازی حس و حال کنسرتهای واقعی را زنده میکند. صدابرداری قدرتمند و نمایش واکنشهای پرشور تماشاگران درون فیلم تجربه بصری و شنیداری جذابی برای علاقهمندان به وجود آورده است.
عملکرد جعفر جکسون در تقلید رفتار و اجرای نقش
حضور جعفر جکسون در نخستین تجربه بازیگری خود ارزیابی دوگانهای به همراه دارد. او از نظر شباهت ظاهری و تقلید حرکات رقص عمویش عملکردی فوقالعاده ارائه میدهد و در صحنههای موسیقی کاملا متقاعدکننده است. با این حال در بخشهای نمایشی که نیاز به انتقال احساسات پیچیده دارد ضعفهای بازیگری او نمایان میشود. در نهایت این فیلم اثری است که شاید منتقدان سینما را راضی نکند اما برای شیفتگان موسیقی پاپ یک تجربه لذتبخش و خاطرهانگیز خواهد بود.

















































































