ریدلی اسکات ۸۸ ساله، در سیامین فیلم خود «نقد فیلم The Dog Stars»، جهانی دیستوپیایی را با بازی جیکوب الوردی و جاش برولین تصویر میکند. این اثر جذاب، بقای انسانیت را در مواجهه با چالشها نمایش میدهد.
سِر ریدلی اسکات، کارگردان پرکار و برجستهای که از دهه ۷۰ میلادی فعالیت خود را آغاز کرده، همواره به دلیل تنوع ژانری و ساخت آثار مهمی چون «بیگانه» و «گلادیاتور» شناخته میشود. با وجود سن ۸۸ سالگی، او همچنان با شور و اشتیاق فراوان به فیلمسازی ادامه میدهد و «The Dog Stars» (ستارههای سگی) سیامین ساخته سینمایی او، گواهی بر این عطش سیریناپذیر است.
خلاصه داستان و شخصیتهای اصلی
فیلم The Dog Stars با تصاویری زیبا از طبیعت آغاز میشود و به سرعت، جغرافیای آخرالزمانی خود را معرفی میکند. مخاطب با «هیگ» (جیکوب الوردی) آشنا میشود؛ یک بازمانده تنها که با سگش زندگی میکند و بالگرد زرد رنگش وسیلهای برای آرامش و سفر در این دنیای ویرانشده است. او در شهر دنور، که پس از پاندمی ویروس آنفولانزا به شهری متروکه و غارتشده تبدیل شده، به دنبال آذوقه و دارو میگردد.
در ادامه، «بنگلی» (جاش برولین)، همخانهی هیگ، معرفی میشود. این دو شخصیت تضاد آشکاری در جهانبینی دارند: هیگ خوشبین و نوعدوست است، در حالی که بنگلی بدبین و خشن است و به غریبهها شلیک میکند. غارتگرانی به نام «دروگرها» نیز تهدید اصلی بازماندگان محسوب میشوند. هیگ رویای یافتن سرزمینی سرشار از زندگی به نام «گرند جانکشن» را در سر دارد.
بازیگران و ضعفهای فیلمنامه
جاش برولین در نقش بنگلی، به خوبی توانسته جنبههای بدبین و خشن کاراکتر خود را به تصویر بکشد و انتخاب او برای این نقش بسیار مناسب بود. اما نقشآفرینی جیکوب الوردی در نقش اصلی «هیگ»، با وجود شهرت روزافزونش، نتوانسته پتانسیل عمق عاطفی شخصیت را به خوبی به نمایش بگذارد. هیگ مردی زخمخورده است که همسرش را در شرایطی تراژیک از دست داده و سپس سگش جاسپر را نیز از دست میدهد. با این حال، نه عشق میان او و همسرش و نه وابستگیاش به سگش، در فیلم به عمق لازم نمیرسد.
ضعف اصلی فیلم The Dog Stars در فیلمنامه آن است. فیلمنامه در پرداخت دقیق زخمهای هیگ ناتوان بوده و عشق عمیق میان هیگ و ملیسا (همسرش) و هیگ و جاسپر، در حد یک ادعا باقی میماند. این ضعف در بخش «گرند جانکشن» و شخصیتپردازی «سیما» (مارگارت کوالی) و «پاپس» (گای پیرس) نیز مشهود است. رابطه عاشقانه سیما و هیگ مصنوعی به نظر میرسد؛ چرا که در یک دنیای آخرالزمانی، عشق در نگاه اول، غریزی و غیرقابل باور است. حتی نگاه کارگردان به سیما گاهی جنسی و سطحی است، که به عمق عاطفی رابطه لطمه میزند.
نقاط قوت: کارگردانی، فضاسازی و اکشن
علیرغم ایرادات فیلمنامه، «ریدلی اسکات» در فیلم The Dog Stars نقاط قوت چشمگیری را به نمایش میگذارد. سکانسهای آغازین و فضاسازی استادانه او در کمتر از ۵ دقیقه، توانایی وی را در شناساندن جغرافیا و ساخت کاراکتر نشان میدهد. پروازهای هیگ با بالگرد زردرنگش در آسمان، نه تنها تماشایی است بلکه به خوبی حس گمگشتگی و رهایی شخصیت را از وضعیت اسفناک زمین منتقل میکند. موسیقی متن درخشان هری گرگسون-ویلیامز نیز در این لحظات به اوج خود میرسد.
سکانسهای مبارزه و اکشن فیلم نیز متفاوت و جذاب هستند. صحنهی یورش دروگرها به مزرعه بنگلی و مبارزه تنبهتن او با استفاده از نماهای دید در شب (POV)، با جلوههای ویژه قدرتمند و بازی خوب جاش برولین، از بخشهای متمایز و هیجانانگیز فیلم محسوب میشود.
پایانبندی و پیام اصلی فیلم The Dog Stars
فیلم The Dog Stars پایانبندی امیدبخش و قویای دارد. پس از فروپاشی رویای دنیای آرمانی «گرند جانکشن»، هیگ که قصد خودکشی داشت، تصمیم میگیرد با سیما و پاپس به بنگلی ملحق شود. آنها با هم به جامعهای وسیعتر از روستاییان میپیوندند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. ریدلی اسکات در ۸۸ سالگی، راه رستگاری را در دنیای دیستوپیایی، نه در کشتار و انزوا، بلکه در تشکیل اجتماع و همبستگی انسانی معرفی میکند. این پایان خوش، تأکیدی بر جریان داشتن زندگی و امید در سختترین شرایط است. نویسنده به این فیلم نمره ۷ از ۱۰ را داده است.

















































































