انیمیشن Pets on a Train به کارگردانی مشترک ژان کریستین تاسی و بنوا دافیس نمونهای تمامعیار از کلیشهزدگی در دنیای پویانمایی است. ایده مرکزی فیلم یعنی تلاش گروهی از حیوانات برای متوقف کردن قطاری ربودهشده پتانسیل تبدیل شدن به یک سرگرمی اکشن را داشت. با این حال این اثر در همان گامهای نخستین از رسیدن به اهداف حداقلی خود باز میماند و مخاطب را ناامید میکند.
داستان درباره فالکون راکونی خوشقلب است که برای نجات دوستانش نقشه سرقت از یک قطار را میکشد. اما با خیانت همدستش و ربوده شدن قطار او ناچار میشود با دشمن دیرینهاش یعنی رکس که یک سگ پلیس است همکاری کند. آنها باید پیش از سقوط قطار به پرتگاه جلوی فاجعه را بگیرند.
طراحی بصری ضعیف و شخصیتهای دفعکننده
نخستین ضعف بنیادین در نقد انیمیشن حیوانات خانگی در قطار مربوط به طراحی زشت و نهچندان جذاب شخصیتها است. برای مخاطبی که در سال جاری با دهها شخصیت ماندگار بزرگ شده این سطح از سستی بصری غیرقابلقبول بهنظر میرسد. اگرچه استودیو سازنده با بودجه ۱۲.۵ میلیون یورویی محدودیتهای فنی داشته است اما طراحی ضعیف ریشه در بیسلیقگی دارد و ارتباطی به مسائل مالی ندارد.
بیمنطقی در روایت و فقر خلاقیت
دومین مشکل بزرگ این انیمیشن جدید ۲۰۲۵ بیمنطقیهای مکرر در داستان است که امکان همذاتپنداری را از میان میبرد. روایت بارها به راهحلهایی متوسل میشود که نه زمینهچینی دارند و نه با جهان فیلم سازگار هستند. برای نمونه ظهور ناگهانی یک موتور پرنده بدون هیچ مقدمهای نشان میدهد که سازندگان از ایدههای لحظهای برای پر کردن خلأهای روایی استفاده کردهاند.
این سطح از سهلانگاری در روایتپردازی باعث میشود مخاطب از داستان جدا شده و فیلم را مجموعهای از صحنههای تصادفی ببیند. در چنین فضایی هیچ تعلیقی شکل نمیگیرد و تنها احساس درماندگی فیلمساز در حل مسائل روایی به چشم میآید. بهواقع سازندگان بهجای تعریف قواعد داستانی و پایبندی به آنها صرفاً به دنبال تمام کردن فیلم بودهاند.
تدوین شتابزده در انیمیشن Pets on a Train
سازندگان برای پنهان کردن فقر خلاقیت بصری روی تدوین سریع و خرد کردن بیرویه نماها حساب کردهاند. ریتم انیمیشن Pets on a Train بهجای ضرباهنگی پرتنش به مجموعهای از برشهای بیهدف تبدیل شده است. این ترفند قدیمی نهتنها کارساز نیست بلکه باعث میشود صحنهها سطحیتر بهنظر برسند و تماشاگر فرصت برقراری ارتباط با موقعیتها را پیدا نکند.
در نهایت آنچه از این اثر باقی میماند مجموعهای از صحنههای شتابزده است که با تدوینی تند کنار هم چسبانده شدهاند. ایده مرکزی میتوانست به یک سرگرمی ساده تبدیل شود اما ضعف طراحی و بیمنطقی روایی آن را به تجربهای فراموششدنی تبدیل کرده است.








































































