شاید تصور کنید که فیلم های هالیوود همیشه بر اساس ایدههای اورجینال و خلاقانه ساخته میشوند اما حقیقت چیز دیگری است. انیمه و مانگا دهههاست که به عنوان گنجینهای پنهان برای نویسندگان و کارگردانان غربی عمل میکنند.
بسیاری از آثار بلاکباستر و پرفروش سینما که جوایز اسکار را درو کردهاند در واقع بازسازی یا الهامگیری مستقیم از شاهکارهای انیمیشن ژاپن هستند. این تاثیرپذیری گاهی در حد یک ایده داستانی است و گاهی به کپیبرداری نما به نما میرسد. در ادامه فهرست ۸ عنوان مشهوری را مرور میکنیم که روح انیمه های ژاپنی در کالبد آنها دمیده شده است.
۱. انیمه Serial Experiments Lain؛ پدر معنوی Transcendence

انیمه سریال اکسپریمنت لین روایتگر داستان دختری منزوی به نام لین ایواکورا است. او وارد یک شبکه ارتباطی جهانی و پیشرفته به نام Wired میشود که مرزهای واقعیت را در هم میشکند. با پیشروی داستان هویت لین در این شبکه دیجیتالی حل شده و او به وجودی فراتر از جسم فیزیکی تبدیل میشود.
فیلم Transcendence با بازی جانی دپ دقیقاً همین مفهوم را در قالب سینمایی پیاده کرده است. داستان آپلود کردن ذهن انسان در یک ابرکامپیوتر و رسیدن به جاودانگی دیجیتال هسته اصلی هر دو اثر را تشکیل میدهد. این فیلم نشان میدهد که چگونه تکنولوژی میتواند جایگاه خداگونه پیدا کند؛ موضوعی که سالها قبل در این انیمه بررسی شده بود.
۲. جنجال شباهتهای شیر شاه و Kimba the White Lion

انیمه کیمبا شیر سفید داستان توله شیری است که پس از مرگ پدرش باید تاج و تخت جنگل را پس بگیرد و با دشمنان بجنگد. شخصیت منفی داستان شیری با یال سیاه و زخمی روی صورت است که همواره دو کفتار او را همراهی میکنند و سعی در نابودی کیمبا دارد.
شباهتهای شیر شاه دیزنی با این اثر به قدری زیاد است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. از طراحی کاراکترها گرفته تا قاببندی صحنههایی مثل ظاهر شدن روح پدر در ابرها همه چیز رنگ و بوی کپیبرداری دارد. اگرچه دیزنی این موضوع را رد میکند اما طرفداران انیمه معتقدند سیمبا نسخه غربی همان کیمبا است.
۳. نبرد رباتها در Pacific Rim و Neon Genesis Evangelion

انیمه نئون جنسیس اونگلیون استاندارد جدیدی در ژانر مکا تعریف کرد. داستان درباره نوجوانی به نام شینجی است که مجبور میشود هدایت رباتهای عظیم بایومکانیکی را برای دفاع از زمین در برابر فرشتگان مهاجم بر عهده بگیرد. تمرکز این اثر بر ارتباط روانی خلبان و ربات است.
گیرمو دل تورو در فیلم حاشیه اقیانوس آرام دقیقاً از همین فرمول استفاده کرده است. در این فیلم هم بشریت برای بقا باید از رباتهای غولپیکر استفاده کند که توسط خلبانانی با اتصال عصبی کنترل میشوند. اگرچه پسیفیک ریم ادای احترامی به کل این ژانر است اما ردپای اونگلیون در طراحی موجودات و کانسپت اتصال عصبی به وضوح دیده میشود.
۴. پیام محیطزیستی آواتار و پرنسس مونونوکه
![]()
شاهکار هایائو میازاکی یعنی پرنسس مونونوکه نبردی حماسی میان صنعت و طبیعت را به تصویر میکشد. قهرمان داستان پسری است که سعی دارد بین انسانهای صنعتگر و ارواح جنگل صلح ایجاد کند. در این میان دختری وحشی که توسط گرگها بزرگ شده از قلب جنگل دفاع میکند.
جیمز کامرون در ساخت آواتار از همین الگوی روایی بهره برده است. در آواتار نیز یک سرباز سابق وارد دنیای بومیان پاندورا میشود و در نهایت سمت طبیعت را میگیرد تا در برابر تهاجم صنعتی انسانها بایستد. شباهتهای بصری جنگلهای درخشان و پیام ضد جنگ و طرفدار محیطزیست این دو اثر را به هم پیوند میزند.
۵. فیلم لبه فردا؛ برداشتی آزاد از All You Need Is Kill

مانگای All You Need Is Kill ایده جذاب گرفتار شدن در یک حلقه زمانی مرگبار را مطرح کرد. سربازی به نام کیجی کیریا در جنگ با بیگانگان کشته میشود اما هر بار دوباره بیدار شده و فرصت دارد تا اشتباهاتش را جبران کند و مهارتهایش را افزایش دهد.
فیلم Edge of Tomorrow با بازی تام کروز یکی از موفقترین اقتباس های سینمایی از روی مانگا محسوب میشود. سازندگان فیلم این مکانیزم لوپ زمانی را به خوبی در بستر یک اکشن علمی-تخیلی غربی پیاده کردند. اگرچه پایانبندی فیلم با منبع اصلی تفاوت دارد اما هسته مرکزی داستان کاملاً وفادارانه اقتباس شده است.
۶. سرقت از رویا در Inception و Paprika

انیمه پاپریکا دنیایی را به تصویر میکشد که در آن رواندرمانگران با دستگاهی خاص وارد رویای بیماران میشوند. وقتی این تکنولوژی به سرقت میرود مرز بین رویا و واقعیت فرو میریزد و آشوب شهر را فرا میگیرد. تصاویر سورئال و طبقات تودرتوی رویا از ویژگیهای بارز این انیمه است.
کریستوفر نولان در فیلم اینسپشن (تلقین) از کانسپت مشابهی برای روایت داستانش استفاده کرد. ایده کاشتن فکر در ذهن و اشتراکگذاری فضای خواب شباهتهای غیرقابل انکاری با پاپریکا دارد. حتی برخی سکانسها مثل خرد شدن شیشهها یا راهروهای چرخنده ادای دینی مستقیم به شاهکار ساتوشی کن به نظر میرسند.
۷. جنون مشترک در قوی سیاه و Perfect Blue

پرفکت بلو داستان ستاره پاپی را روایت میکند که پس از ورود به دنیای بازیگری دچار بحران هویت میشود. مرز بین توهم و واقعیت برای او گم شده و حضور یک همزاد یا تصویر ذهنی مخرب او را تا مرز جنون پیش میبرد.
دارن آرونوفسکی در فیلم Black Swan دقیقاً روی همین تم دست گذاشته است. بالرینی که برای رسیدن به کمال هنری با نیمه تاریک وجودش درگیر میشود و به تدریج ارتباطش را با واقعیت از دست میدهد. شباهت سکانسهای وان حمام و تصاویر درون آینه در هر دو اثر نشاندهنده تاثیر عمیق انیمه های ژاپنی بر سینمای روانشناختی غرب است.
۸. ریشههای سایبرپانکی ماتریکس در Ghost in the Shell
انیمه شبح درون پوسته سوالات فلسفی عمیقی درباره ماهیت روح و هوش مصنوعی در آیندهای سایبرپانکی مطرح میکند. موتوکو کوساناگی سایبورگی است که به دنبال هکری خطرناک میگردد و در این مسیر با حقایقی درباره وجود خودش روبرو میشود.
واچوفسکیها بارها اعلام کردهاند که ماتریکس را با الهام مستقیم از این انیمه ساختهاند. ایده اتصال مغز به شبکه کامپیوتری و فضای دیجیتالی کدنویسی شده مستقیماً از Ghost in the Shell گرفته شده است. این فیلم توانست فلسفه پیچیده انیمه را با اکشن رزمی ترکیب کند و یکی از جریانسازترین آثار تاریخ سینما را خلق نماید.









































































